اصطلاح مترادف: قبول مسئوليت
پس از وقوع حادثه منتهى به خسارت، بهويژه خسارت بدنى، مرجع ذىصلاح مىتواند طرفين اين خسارت، يعنى بيمهگذار و شخص ثالث خسارتديده را بازجويى كند. اين بازجويى براى كشف علت خسارت و تشخيص مجرم احتمالى است. بازجويى مقدماتى را ضابط دادگسترى مانند مأمور نيروى انتظامى انجام مىدهد. براى اطلاع از انواع ضابط دادگسترى و وظايف آنها نگاه كنيد به موادى از قانون آيين دادرسى كيفرى (در صفحات 115-113).
مرجع قضايى با توجه به نتيجه بازجويى مقدماتى از طرفين خسارت، رسيدگى قضايى را آغاز مىكند. براى رسيدگى به دعوا و صدور رأى، ادله موجود براى اثبات دعواى شاكى مورد استناد قرار مىگيرد. يكى از اين ادله ممكن، اقرار متهم است. طبق قانون، '' هركس اقرار به حقى براى شخص ديگر كند ملزم به اقرار خود خواهد بود. ``براى اطلاع از تعريف حقوقى اقرار، اقرار شفاهى و كتبى، شرايط اقراركننده و ديگر مطالب مرتبط نگاه كنيد به موادى از قانون مدنى (در صفحات 71-70).
بيمهگذار، در مقام متهم به ايراد خسارت، ممكن است در جريان بازجويى يا رسيدگى قضايى، اقرار به مسئوليت كند. به عبارت ديگر، او با اظهارات شفاهى يا كتبى، تقصير خود در خسارت شخص ثالث را بپذيرد. براى اطلاع از دلايل تمايل بيمهگذار به اقرار به مسئوليت نگاه كنيد به پرداخت خسارت بدون رأى دادگاه، تخلف از قوانين و نظامات دولتى.
قبول مسئوليت در قبال خسارت شخص ثالث، بهويژه در مراحل اوليه رسيدگى به دعوا، امكان دفاع در مقابل دعوا را از بيمهگذار و بيمهگر سلب مىكند. به همين دليل، شرطى در بيمه مسئوليت، بيمهگذار را از اقرار به مسئوليت، منع مىكند مگر در شرايط خاص.
وظايف و تعهدات بيمهگذار: ... بدون موافقت كتبى بيمهگر اقرار به مسئوليت خود ننموده و يا متعهد به جبران خسارت نشود (شرطى در بيمه مسئوليت حرفهاى پزشك).